در صفحات 68 تا 76 کتاب "حریصا" می خوانیم:

     گفتم: چرا این حرف را میزنی، دلیلت چیست؟

     جواب داد: در کتاب مقدس شما قرآن، از انجیل و تورات به هدایت و نور تعبیر شده، آیا این طور نیست؟
     گفتم: چرا همین طور است. آیا آیاتش را هم میدانی؟

     لابه لای کتابی که در دستش بود را گشت. کاغذی را در آورد و گفت: قرآن درباره تورات میگوید: إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ؛ همانا ما تورات را فرو فرستادیم که در آن هدایت و نور است[1] و درباره انجیل میگوید: وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ؛ و انجیل را به او دادیم که در آن هدایت و نور است[2]. این آیات کتاب شما هست یا نه؟!

     لبخندی زدم و گفتم: این آیات کتاب ما هست. تو درباره قرآن مطالعاتی کرده ای، برای مغلوب کردن من هم نکته خوبی را یافته ای، اما کاش در میان کتابها جست و جویی هم می‌کردی شاید جواب خودت را می‌یافتی. قرآن ما دو نوع آیات دارد. برخی از آیات قرآن «محکم» نامیده می‌شوند و برخی «متشابه»[3]. الآن فرصت توضیحش نیست و بحث درباره اینها را برای وقت مناسبی می‌گذارم. فقط در مورد این دو آیه که گفتی چند نکته را برایت می‌گویم. اولا این آیاتی که خواندی و نظایرش را که در قرآن می‌بینی برای تورات و انجیلی است که تحریف نشده، نه کتاب مقدسی که امروز هست. ثانیا گرچه در تورات و انجیل، نور و هدایت هست، اما قرآن نور آشکارتر و کاملترین و جامع‌ترین دستور سعادت بشر است. در این دو آیه که تو خواندی دقت کن. می‌گوید که تورات و انجیل هدایت و نور هستند. این تعبیر قرآن درباره این دو کتاب است. اما وقتی می‌خواهد خودش را معرفی کند میگوید وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا؛ و به سوی شما نور آشکاری را فرو فرستادیم[4]. در این آیات خوب دقت کن و تعابیر را مورد مطالعه قرار بده. ثالثا این آیات مربوط به تورات و انجیل امروزی نیست. بلکه مقصود تورات و انجیل در زمان نزول قرآن و قبل از آمدن اسلام است. رابعا اینکه قبل از اشکال تراشی با این آیات، همانطوری که گفتم باید محکم و متشابه را بشناسی. طبق آیات محکمات قرآن، تمام اهل کتاب وظیفه دارند تا به آیین جدید گرویده و اسلام را بپذیرند.

     آرام آرام گفتم: آیا از این دیدگاه به موضوع نیندیشیده بودی؟

     لحظاتی سکوت کرد، نگذاشتم از فکر کردن به جوابم خارج شود. بی‌معطلی گفتم: چرا سعی نمی‌کنی با نگاه دوستانه به قرآن نگاه کنی؟ شاید نظرت عوض شد. آدم نباید در برخورد اول دیدی غرض آلود داشته باشد.

     داشتم گمان می‌کردم که قانعش کردم. البته مثل اینکه برای رسیدن به مطلوب خیلی عجله داشتم. همانطور که نگاهش به من دوخته بود گفت: فکر می‌کنی چونکه توانستی اولین سوال مرا توجیه کنی دیگر هیچ اشکالی در قرآن نیست. نخیر، این گمان باطلی است که قرآن را خالی از هرگونه اشکال و نقصی می‌دانی.

     با آرامش تمام گفتم: من که از اول گفتم، باز هم می‌گویم، هر سوال و اشکال و ایرادی را که نسبت به اسلام و قرآن و حضرت محمد9 داری بگو. یا جوابش را می‌دانم که می‌گویم و یا بلد نیستم که دنبالش می‌روم و جوابش را می‌یابم و می‌آورم. اگر هم چنین نشد و توانستی سوالی بی‌پاسخ بپرسی، با کمال میل مسیحی می‌شوم.

     با لبخندی که هم بوی جدی می‌داد و هم طعم شوخی گفت: من تو را مجبور می‌کنم مسیحی شوی.

     آنقدر مصمم و مطمئن این حرف را زد که اگر اینقدر به حقانیت اسلام و کتاب و پیامبرش یقین نداشتم قافیه را می‌باختم.

     جواب دادم: یکی از دعاهای همیشگی من این است که خدایا مرا به راه راست هدایت کن و در دنیا و آخرت عاقبت به خیر نما. اگر این دعای من به دست تو اجابت شود خوشحال می‌شوم. پس تمام تلاشت را بکن تا مرا قانع کنی. ولی منصف باش و با قهر و غرض به حرف‌ها و جواب‌های من نگاه نکن، شاید حق با من باشد و تو...

     -: بعید می‌دانم که کار به آنجا برسد. بگذار یک سوال دیگر ازت بپرسم. برگردیم به قرآن و بحث درباره اشکالاتش. نتیجه بحث‌ها همه چیز را روشن می‌کند.

     -: قبول، اگر سوالی داری بپرس وگرنه من سوالاتی درباره کتاب مقدس دارم.

     -: اول جواب این سوال را بده. درباره این آیه چه می‌گویی: وَمَا كَانَ هَٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرَىٰ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَٰكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ؛ شایسته نبود (و امکان نداشت) که این قرآن ، بدون وحی الهی به خدا نسبت داده شود؛ ولی تصدیقی است برای آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانی)[5]. این آیه یعنی چه؟ آیا این آیه تاییدی بر کتاب‌های مقدس و مهر تاییدی بر آنان نیست؟ آیا مطابق این آیه و آیاتی نظیر آن، قرآن تصدیق کننده کتاب مقدس نمی‌باشد؟

     -: آقای کارل، کمی دقت کن. بخش عمده اشکال تو را در پاسخم به اشکال قبلی جواب دادم. اما شما دقت نمی‌کنی. اولین چیزی که در این آیه به روشنی دیده می‌شود، دعوت اهل کتاب - یهودیان و مسیحیان و ... - به پذیرش قرآن است. خیلی واضح است که اگر کتابی کامل تر و جامع تر و تکمیل کننده کتابهای پیشین نباشد، دعوت به آن معنا ندارد. خیلی این نکته واضح است. در ثانی گفتم که قرآن، تورات و انجیلی را که برای عصر گذشته بوده و پذیرش آن وظیفه مردم بوده را تصدیق می‌کند. باید دانست که قرآن، تورات و انجیل امروزی را که تحریف شده است را تصدیق نمی‌کند. اگر به جای دیده غرض آلود، منصفانه به این آیات نگاه کنی و تفکر نمایی، این مطلب روشن است که قرآن تصدیق می‌کند تورات و انجیلی برای امت‌های پیشین فرستاده شده و از طرفی دیگر مردم را تکلیف به پذیرش دین جدید می‌نماید، به جهت کمال و تمام بودن آن.

     -: چرا در میان جملات و کلماتت یکسره از تحریف انجیل می‌گویی؟! که گفته که انجیل تحریف شده؟! این حرف بی‌معنا و نسنجیده‌ای است که هیچ پایه‌ای ندارد و تنها برای برخورد با نفوذ مسیحیت آنرا شایعه نموده‌اند. گفتم که شما به قرآن خودتان التزام عملی ندارید و تنها به صورت ظاهری از آن دم می‌زنید. خداوند اراده کرده تا تمام کتابهای آسمانی را از تحریف حفظ نماید. چظور شما می‌گویید قرآن تان تحریف نشده اما کتاب مقدس تحریف شده!! مگر قرآن نمی‌گوید ما «ذکر» را که همان کتاب‌های آسمانی است از تحریف نجات می‌دهیم؛ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؟[6] چطور خداوند قرآن شما را از تحریف نجات می‌دهد اما نمی‌تواند کتاب مقدس را مصون از تحریف نگه دارد؟

     -: قرار شد احساسی نباشیم و خیلی منطقی و علمی گفتگو کنیم. من جواب این اشکالاتت را نیز می‌دانم و از قبل مطالعه کرده‌ام. اول درباره آیه‌ای که اشاره کردی چند نکته را بگویم. اولا مقصود از «الذکر» در آیه، خصوص قرآن است. یعنی تنها قرآن مورد نظر این آیه است نه سایر کتابهای آسمانی. دلیل آن هم شاهدی است از خود قرآن در آیه‌ای دیگر. آیه دیگری می‌فرماید: وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ؛ و البته اين (قرآن) براى تو و قوم تو يادآورى است[7]. ثانیا مسئله حفاظت از ذکر در آیه‌ای که خواندی اختصاص به قرآن دارد، بر خلاف کتابهایی که قبل از قرآن نازل شده؛ لذا مصون از تحریف نمانده‌اند.

     مسئله دیگری که مطرح کردی، گفتی که چرا خداوند قرآن شما را از تحریف حفظ کرد اما نتوانست انجیل ما را از تحریف مصون بدارد. نه قرآن برای ماست و نه انجیل برای شما. باید بدانی که این هر دو کتابهایی آسمانی و مقدس‌اند که از طرف خدا نازل شده‌اند و برای تمام بشریت می‌باشد. حرف من این است که این انجیل و توراتی که امروز موجود است، آن انجیل و تورات مقدسی نیست که از طرف خدا آمده است. اگر کمی تحمل داشته باشی و به قول ما ایرانی‌ها دندان برجگر بگذاری، برایت روشن می‌کنم از حرفی که می‌زنم می‌توانم دفاع کنم.

     اینکه می‌گویی چرا خدا انجیل را از گزند تحریف در امان نگه نداشت، باید بگویم که اگر خداوند اراده می‌‏فرمود تا انجیل و تورات از تحریف مصون باشند حتما چنین می‏شد، ولی اراده خداوند گزاف نیست. بلکه اراده او برطبق مصلحت و حکمت جریان می‌یابد. درباره عدم تعلق اراده الهی بر جلوگیری از تحریف کتاب‏های آسمانی گذشته، این چند نکته را به خاطر داشته باش: اولا چون ادیان پیشین برای مقطع و برهه‏‌ای از تاریخ کارآیی داشته و قهرا با پیشرفت زمان و تاریخ باید در آنها تحولاتی حاصل می‌‏شد، حفظ آن کتابها برای همیشه ضروری نبوده است. ثانیا برای حفظ یک متن به صورت اصلی باید شرایط طبیعی چنین امری فراهم باشد. در اعصار گذشته تکامل خط و کتابت به آن میزان نبوده تا بتواند متنی را در بستر خویش و به صورت کامل حفظ نماید. البته با رشد تمدن بشری، زمینه‏‌های لازم برای چنین امری پدیدار گردید. ثالثا چون اسلام دین ابدی و قرآن سند جاوید آن است و حالت منتظره‌ای برای آن وجود ندارد، باید از دستخوش تحریف و دگرگونی مصون بماند. ولی کتاب‏های آسمانی گذشته به دلیل داشتن حالت منتظره، چنین ضرورتی را ایجاب نمی‌‏کردند. رابعا اینکه آنچه از برخی آیات قرآن به دست می‌آید، تورات و انجیل تا روزهای آغازین دین اسلام به صورت تحریف نشده باقی بوده است. بر این اساس می‌توان گفت تحریف‏‌ها پس از نزول قرآن صورت گرفته است. دراین صورت باید گفت: تورات و انجیل تا پایان دوران مأموریت خویش از تحریف مصون بوده‏‌اند.

     درباره آیاتی که قرآن به انجیل و مسیحیت و ادیان دیگر پرداخته سخن فراوان است. وقتی به چنین آیاتی می‌رسیم نباید در همان مرحله اول خود را پیروز بدانیم و گمان کنیم که قرآن را به تشکیک کشیده ایم. صحیح‌اش این است تا قدری در آن تامل کنیم و از متون و کتابهای معتبر و صحیح استفاده کنیم. شاید آنچه را که در نخستین لحظه دریافته ایم اشتباه باشد و این غرور و جهل ناشی از خرسندی تشکیک در قرآن، ما را تا آخر عمر در گمراهی نگه دارد.

     کارل عزیز، بگذار من خودم برایت آیه‌ای از قرآن را بخوانم که تا این لحظه به آن اشاره‌ای نکردی. قطع دارم اگر از آن خبر داشتی و در مطالعاتی که انجام دادی به آن بر می‌خوردی، تا الان سخنی از آن زده بودی و سعی می‌کردی با دستاویر کردن آن مرا به چالش بکشی.

     در دومین سوره از قرآن آمده است:

      إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ کسانی که ايمان آوردند و کسانی که آيين يهودان و ترسايان و صابئان را برگزيدند، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند و کاری شايسته کنند، خدا به آنها پاداش نيک می‌دهد و نه بيمناک می‌شوند و نه محزون.[8]

     اگر تو خودت این آیه را خوانده بودی، با عجله و بی‌محابا می‌پرسیدی چگونه شما ما مسیحیان را انکار می‌کنید، در صورتی که قرآنتان به صراحت به حقانیت مسیحیان و سایر ادیان گواهی داده است. الحق و الانصاف چنین نمی‌گفتی؟

* * *

     لبخندی زد و همین طور چشم به لب‌های من دوخته بود تا حرفهایم را ادامه بدهم.

     نفس عمیقی کشیدم و کمی از شور و هیجان سخن گفتن کاستم. مقداری آرامتر و آهسته تر گفتم: درباره این آیه شریفه‌ای که خواندم سخن بسیار است. اگر فرصت بود، درباره همه این مطالبی که تا الان با هم سخن گفتیم بیشتر توضیح می‌دادم. اما حرفهای زیادی هست که هنوز درباره شان صحبت نکرده ایم. چند مطلب را درباره این آیه می‌گویم. اگر فرصت داشتی خودت بعدا مطالعه‌ای درباره آن داشته باش. اگر در این آیه خوب دقت کنی، متوجه می‌شوی که آیه با فعل ماضی آمده است. با این وجود تنها دلالت بر رستگاری آن دسته از یهود و نصارا دارد که پیش از ظهور اسلام، به خدا و رسول خدا ایمان آورده‌اند و اعمال صالح را در پیش گرفته‌اند. با توجه به این آیه در می‌یابیم که یهود و نصارایی را که بعد از ظهور اسلام از راه خود دست نکشیده‌اند و بر آیین خود باقی مانده‌اند را شامل نمی‌شود. این مطلب هم واضح است که یقین، حجت ذاتی است. اگر کسی بر هر دین و مذهب و آیینی بر مرام خود یقین داشته و از مرام دیگران نیز بی‌خبر باشد و یا حداقل احتمال حقانیت دیگران را نمی‌دهد، چنین کسی در صورتی که به یقین خود عمل کند اهل نجات خواهد بود. این مطلبی است که روایات اسلامی هم بدان اشاره دارد.

     نکته‌ای را که باید در مورد آیات، مد نظر قرار داد شان نزول آنهاست. در مورد شان نزول این آیه گفته شده که عده‌ای از اهل کتاب به پیامبر اسلام عرض کردند: پدرانمان که بر حکم دین و آیین خود بوده و از دنیا رحلت کرده‌اند جایگاهشان چگونه است؟ در این هنگام این آیه شریفه نازل شد.

     در آیه شریفه می‌فرماید: «من عمل صالحا». باید دانست که شریعت اسلامی ناسخ شرایع گذشته است، لذا عمل صالح به این است که طبق دین و شریعت جدید عمل شود.

* * *
     صحبت‌هایم که به اینجا رسید، زن جوانی از داخل کلیسا کارل را صدا زد. کارل هم ببخشیدی گفت و راهی کلیسا شد.

__________________________________

[1]. سوره مائده ، آیه44.

[2]. سوره مائده ، آیه46.

[3]. محكمات آياتى هستند كه معنى مراد آنها روشن است و به معنى غير مراد اشتباه نمى‌افتد. به اينگونه آيات بايد ايمان آورد و هم عمل كرد. آيات متشابهه آياتى هستند كه ظاهرشان مراد نيست و مراد واقعى آنها كه تاويل آنهاست را پيامبر و ائمه اهل بيت: مي‌دانند، ولى عامه مؤمنين كه به تاويل متشابهات راه ندارند علم به آنرا بايد به خدا و پيامبر و ائمه هدى ارجاع نمايند.

[4]. سوره نساء ، آیه 174.

[5]. سوره یونس ، آیه37.

[6]. سوره حجر ، آیه9.

[7]. سوره زخرف ، آیه44.

[8]. سوره بقره ، آیه 62.