سفر پیدایش و درس آیت الله وحید خراسانی
در صفحات 38 تا 43 کتاب "حریصا" می خوانیم:
شنبه شده بود و فردا با کارل قرار داشتم؛ اما هنوز موفق نشده بودم «سفر پیدایش»[1] را مطالعه کنم. سه شنبه که از حریصا برمی گشتم با خودم قرار گذاشتم که در این چند روز فرصتی که تا یکشنبه دارم سفر پیدایش را مطالعه کنم. آخر از مطالعهی چند سال پیش نکاتی قابل بحث و تامل به یاد داشتم که باید مرور میشد. صبح به یادداشتهایم - یا به تعبیر ما طلبهها تقریرات - از درس آیت الله وحید خراسانی[2] نگاهی انداختم. چند سالی است ایشان چهارشنبهها به جای «خارج اصول فقه» که هر روز درس میدهند، تفسیر قرآن میگویند. سال گذشته که آن کشیش هتاک آمریکایی قرآن را به آتش کشید، ایشان در بحث تفسیرشان به نقد انجیل و چالشهای مسیحیت پرداختند. آنقدر بحث مفید و باارزشی بود که ثانیه شماری میکردم چهارشنبه بیاید و در درس ایشان حاضر شوم. ایشان سوالات و اشکالاتی را مطرح نمودند و از پاپ و کلیسا جواب خواستند؛ اما آنقدر بحثشان قوی و مستدل بود که هیچ کس لب از لب باز نکرد!
مطالعه آن یادداشت ها، روزهای شیرین سال پیش را به یادم آورد. چهارشنبهای بارانی بود که حضرت آیة الله، بالای منبر مسجد اعظم رفت[3]. سخن را با آیاتی از سوره یس آغاز کرد. آنجا که میفرماید: وَالْقُرْآنِ الْحَكيمِ، إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلينَ، عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ. بحث بسیار شیرینی بود و با استدلالات قوی و متقن استاد، حلاوتش محسوس تر هم میشد. گزیدهای از جملات آن روز درس چنین بود:
انجیل یوحنّا از بقیه اناجیل عندهم اقواست و وجهاش این است که یوحنّا علاوه بر گرفتن کلمات مسیح از خود او به عقیده آنها، صاحب مکاشفات یوحنّاست. لذا ما در وجه اول به این انجیل، راه معرفت به ضد را طی کردیم. البته این نکته مخفی نماند انجیلی که بر عیسی نازل شده، مورد تصدیق قرآن است و آن نزد امام زمان7 میباشد. بحث بر سر این انجیل که مبنای تمام تشکیلات دو فرقه مسیحیت از کاتولیک و پروتستان است میباشد. در این انجیل که میزان قطعی اعتقاداتشان است آمده که عیسی کلمه بود. کلمه نزد خدا بود. کلمهی خود خدا بود. در قرآن تعبیر کلمه هست. بِكَلِمَةٍ مِنْه اسْمُهُ الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَم[4]. آن کلمه با این کلمه فرق دارد. در نفس کلمه تحریفی نیست. تحریف در ملحقات کلمه است. کلمهی خود خدا بود، نتیجه این میشود که عیسی مشتق از خداست. قطعهای از الوهیت است. در بحث مذهبی باید به قدری قوی بود که تمام ارکان مذاهب اربعه از جواب عاجز باشند. در بحث دینی هم اینچنین است. لذا باید با کمال دقت آیات را دید و بر اساس حکمت بحث کرد، نه تعصب. چون اساس این دین بر حکمت است و بر حق؛ و انحراف از حق در هر بابی مردود و باطل است.
چون به تازگی و یکدفعه هوا سرد شده بود، حال مزاجی استاد خوب نبود و سرفه میکردند و سخن گفتن برایشان سخت بود. برای همین فرمودند: البته ما هر وقت نتوانستیم پایین میآییم، تعارف نداریم.
انجیلی قدیمی به دست گرفته بودند و از روی آن سطوری را خواندند برای شاهد مثال. ماجرای این بود که نانی بر موسی نازل شده بود و در قرآن هم در ماجرای «المن و السلوی»[5] بدان اشاره شده است اما با تفاوتهایی نسبت به کتاب مقدس. مسیحیها به عیسی گفتند معجزه موسی نانی بود، معجزه تو چیست؟! عیسی در جواب آنها گفت: اگر بر موسی نانی نازل شد، من خودم نان حیات هستم. هرکه پیش من آید، هرگز گرسنه نمیشود و هر که ایمان آورد هرگز تشنه نمیگردد. اینجا بود که استاد فرمودند:
این مراسم عشاء ربانی چیست! غذایی که خون خدا را در رگهای آنان جاری میکند و مسیح در روحشان میرود. این معنایش این میشود که وقتی کشیشها در کلیسا روابط نامشروع دارند، یعنی مسیح لواط را مرتکب شده. چون آنان جزئی از مسیح شدهاند و او در خون و روحشان جاری گشته است. این چه دین و آیینی است؟! همچنان که مذهب شیعه بین مذاهب مظلوم است، این دین هم بین ادیان مظلوم است. ختام مطلب این است: إِنَّ مَثَلَ عيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُون (آل عمران-59) إِنَّمَا الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَم (نساء-171) مَا الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَة (مائده-75) وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِي الْمُلْك (اسراء-111)[6]. این هدایت است یا مسیحیت؟! این حکمت است یا آن! این دین است یا آن!
تا ظهر مرور یاددشتها تمام شد. بعد از ظهر هم کتاب پیدایش را خواندم. وقتی کتاب مقدس را باز میکنی، اولین کتاب، کتاب پیدایش یا همان سفرپیدایش است. در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است:
در این کتاب میخوانیم که چگونه خدا دنیا را میآفریند، چگونه انسان را خلق میکند و او را در محیطی کامل و زیبا قرار میدهد. چگونه گناه وارد جهان میشود و سرانجام چگونه خدا برای نجات انسان گناهکار چارهای میاندیشد. مطالبی که در این کتاب آمده عبارت است از: آغاز تاریخ بشر، آغاز هنر و صنایع دستی، چگونگی پیدایش زبانها و قومهای گوناگون. از فصل دوازده به بعد مسیر کتاب متوجه قوم اسرائیل میشود. از اینجا به بعد داستان زندگی ابراهیم، اسحاق، یعقوب و پسرانش در کتاب ثبت شده که در خاتمه با شرح زندگی یوسف در مصر پایان میپذیرد.
موضوع اصلی کتاب پیدایش که در سراسر این کتاب محسوس است، این است که هرچند گناه انسان آنچه را که خدا خوب و زیبا آفریده بود خراب کرد، اما خدا از فعالیت خود دست نکشیده است، بلکه به دنبال بشر گمگشته است تا او را نجات دهد و رستگار سازد؛ خدا بر عالم هستی مسلط است و تاریخ بشر را در مسیر منافع و نجات عزیزان خود به پیش میبرد.
خیلی جالب و تعجب برانگیز است. در مقدمه این کتاب از خدایی سخن میگوید که توانا و مهربان است؛ اما وقتی داخل کتاب میشوی و جملات و کلمات آنرا میخوانی، از خدای توانا و مهربان و خیرخواه بشر خبری نیست. اصلا سفرپیدایش چنین خدایی را نمیشناسد. این کتاب، پیامبرانی را معرفی میکند که هرزگی و آلودگی به گناه، جزء لاینفک و جدا نشدنی زندگی شان است. پیامبرانی که زنا کارند و مشروب خوار!
واقعا همیشه برایم سوال بوده که چطور میشود مسیحیها کتاب مقدس را میخوانند و پی به بطلانش نمیبرند. مگر میشود کتابی که مقدس است و آسمانی، اینقدر آلوده به آلوده گیها باشد و خدا و پیامبرانی ناپاک و نامنزه داشته باشد. یا اینها از کتاب دینشان بیخبرند و یا اینکه بر قلبهایشان مهر زدهاند تا حق را نبینند و نفهمند. وگرنه هر وجدان بیدار و هر انسان حق جو و بدور از تعصب، وقتی در مقابل حقیقت قرار میگیرد تسلیم میشود. این همان فطرت انسانی است که دنبال حق است و چون آنرا مییابد کرنش میکند.
[1]. نخستین بخش از کتاب مقدس و اولین کتاب از «اسفار پنجگانه» یا تورات.
[2]. آیت الله وحید خراسانی از مراجع بزرگ تقلید شیعه در قم.
[3]. دوازدهم آبان 1389.
[4]. سوره آل عمران – آیه 45.
[5]. سوره اعراف - آیه 160.
[6]. مَثَل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است؛ که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فوراً موجود شد. (بنابر این، ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیّت او نیست.) (آل عمران-59) مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا، و کلمه (و مخلوق) اوست، که او را به مریم القا نمود (نساء-171) مسیح فرزند مریم، فقط فرستاده (خدا) بود؛ پیش از وی نیز، فرستادگان دیگری بودند، مادرش، زن بسیار راستگویی بود (مائده-75) و بگو: «ستایش برای خداوندی است که نه فرزندی برای خود انتخاب کرده، و نه شریکی در حکومت دارد (اسراء-111).
حریصا منطقه ای سیاحتی در لبنان است که دو جوان مسلمان و مسیحی از آنجا گفتگوهایشان را آغاز و با هم وعده می کنند تا به دور از تعصب از دین هایشان بگویند و دفاع کنند؛ هر که شکست خورد حق را بپذیرد و به دین دیگری در آید...